مسافرت مى تواند مايه شادى و لذت و آرامش خاطر ما باشد به شرطى كه مثل هر كار ديگرى نكات مربوط به سلامتى را در آنها رعايت كنيم. با رعايت اين نكات ساده مى توانيد از تبديل شدن اين تجربه لذت بخش به حادثه اى ناگوار و گاه مرگبار جلوگيرى كنيد.
• اگر مى خواهيد به كنار دريا برويد
رفتن به كنار دريا و شنا كردن در آب هاى آبى، جاذبه اى است كه كمتر كسى مى تواند در مقابل آن مقاومت كند. اما حتى در آرام ترين آب ها خطراتى در كمين ما قرار دارد.
يا وقتى تحت تاثير مواد يا داروهايى هستيد كه ميزان هوشيارى و دقت را كم مى كنند، شنا نكنيد. كودكان هميشه بايد تحت نظارت بزرگسالان به دريا بروند.
• قبل از شنا در مورد وضعيت آب وهوايى، آلودگى آب و... اطلاع كسب كنيد.
• از لحاظ آلودگى هاى ميكروبى، آب هاى شور عموماً از آب هاى شيرين سالم ترند اما در هر حال تنها استخرى كه داراى آب كلر زده شده در حد مناسب است، از لحاظ احتمال ابتلا به بيمارى هاى عفونى بى خطر محسوب مى شود.
• در مورد جانوران دريايى در آن منطقه كه ممكن است باعث آسيب شما شوند، اطلاعات بگيريد.
• مراقب باشيد محلى كه شنا مى كنيد، نزديك تخليه فاضلاب ها قرار نداشته باشد.
• ملخ موتور قايق ها يكى از عواملى است كه باعث جراحات شناگران مى شود.
• درباره مسافرت هوايى
سفر هوايى راهى مطمئن و سريع براى رسيدن به مقصد است، اما تغيير ارتفاع و فشار هوا در حين مسافرت هوايى و نشستن به مدت طولانى در حين آن مى تواند براى برخى افراد مسائلى به دنبال داشته باشد. همچنين مسافرت هاى هوايى در فاصله هاى طولانى با به هم ريختن چرخه خواب و بيدارى، باعث پديده هواپيمازدگى(Jet lag): مى شود. اين نكات را در سفر هوايى رعايت كنيد:
• اگر مبتلا به بيمارى خاص هستيد و براى آن دارو مصرف مى كنيد، به قدر كافى از آن دارو را در كيف دستى خود به همراه داشته باشيد.
• اگر مبتلا به صرع يا ديابت هستيد، كارت شناسايى نشان دهنده اين موضوع را به همراه داشته باشيد.
• هواى درون هواپيما خشك است، براى جلوگيرى از كم آبى بدن در طول سفر از آب و نوشابه هاى فاقد كافئين و الكل استفاده كنيد.
• هواپيمازدگى jet lag) ):براى جلوگيرى از اختلال چرخه خواب در حين سفرهاى طولانى هوايى پيش از حركت به مقدار كافى بخوابيد، غذاى متعادل و سبكى بخوريد و از پرخورى بپرهيزيد. مى توانيد براى مدت كوتاهى از قرص هاى خواب آور هم استفاده كنيد.
• گوش درد: اگر در حين پرواز دچار گوش درد مى شويد، پيش از پرواز از داروهاى ضداحتقان (پرخونى مخاط) استفاده كنيد.
همچنين جويدن آدامس در طول پرواز هم به شما كمك مى كند. براى جلوگيرى از گوش درد در طول پرواز به نوزادان پستانك يا شيشه شير بدهيد.
• حتى انسان هاى سالم در طول سفرهاى طولانى ممكن است دچار لخته شدن خون در وريدهاى پا بشوند، بنابراين در طول پرواز در صورت امكان گاه گاه چند قدمى راه برويد، همچنين نوشيدن آب، منقبض كردن عضلات ساق و پوشيدن جوراب هاى كشى مى تواند به شما كمك كند.
• اسهال مسافران
بيمارى اسهال مسافران ناشى از خوردن غذاها و نوشيدن آب آلوده به ميكروب است. هنگامى كه ما به محل هايى مسافرت مى كنيم كه آب آشاميدنى آنها پاك نيست، ممكن است به اين بيمارى مبتلا شويم. افرادى كه از قبل در اين مناطق زندگى مى كنند با خوردن آب يا غذاى آلوده به بيمارى مبتلا نمى شوند، چرا كه بدن آنها به اين ميكروب ها عادت دارد. اما مسافرانى كه تازه به آن منطقه مى روند به علت اينكه پادتن هاى محافظتى را در خون خود ندارند، مورد تهاجم اين ميكروب ها قرار مى گيرند.
براى جلوگيرى از ابتلا به اسهال مسافران، اين نكات را رعايت كنيد:
• از آب هايى كه مطمئن هستيد پاك هستند، براى نوشيدن استفاده كنيد مثلاً بطرى هاى آب معدنى كه پلمب شده اند.
• از يخ استفاده نكنيد مگر اينكه مطمئن باشيد با آب پاك درست شده اند.
• از مصرف شير و لبنيات غيرپاستوريزه خوددارى كنيد.
• خوردن ميوه ها و سبزيجات خام را كنار بگذاريد، مگر اينكه قابل پوست كندن باشند.
• كاهو و ساير سبزى هاى خام برگ دار مثل اسفناج را مصرف نكنيد.
• از غذاهايى كه فروشندگان دوره گرد مى فروشند پرهيز كنيد.
برخى از غذاهاى سالم و بى خطر از لحاظ ابتلا به اسهال اينها هستند:
• نوشابه هاى گازدار مثل انواع كولاها.
• نوشيدنى هاى داغ مثل چاى يا قهوه.
• آب هاى آشاميدنى كه داخل بطرى هاى پلمب شده عرضه مى شوند.
• ميوه و سبزى هاى خامى كه خودتان مى توانيد پوستشان را بكنيد.
• غذاهايى كه داغ سرو مى شوند.
• گوشتى كه كاملاً پخته شده است.
اسهال مسافران ممكن است با تب، استفراغ، دردهاى چنگه اى شكم و مدفوع خونى همراه باشد، اين بيمارى در بسيارى موارد پس از ۴تا۵ روز فروكش مى كند. مصرف آنتى بيوتيك هايى كه پزشك تجويز مى كند، باعث مى شود با سرعت بيشترى بهبود پيدا كند.
كودكان، زنان باردار و افراد سالمند ممكن است بر اثر اسهال به آسانى دچار كم آبى بدن شوند. در اين افراد بهتر است از پودر يا محلول هايى كه براى رفع كم آبى موجودند مثل محلول ORS استفاده كنيد. توجه داشته باشيد اگر كودك تان تب بالاى ۳۹ درجه دارد، دچار كم آبى شديد شده، مرتباً استفراغ مى كند يا خون در مدفوعش وجود دارد، بايد فوراً او را نزد پزشك ببريد.
• ايمنى در جاده
حوادث و تصادفات در جاده ها يكى از عوامل مهم مرگ و مير و معلوليت ها به خصوص در كشور ما است. خطرناك ترين وسيله نقليه جاده اى از لحاظ ميزان مرگ و مير براساس آمار جهانى مينى بوس ها هستند. در بسيارى كشورها مينى بوس هاى مسافربرى بيش از حد ظرفيت خود سرنشين سوار مى كنند، سرعت بالايى دارند و فاقد كمربند ايمنى هستند. در هر حال نكات ايمنى زير را در سفر جاده اى رعايت كنيد:
• هميشه مقررات ترافيكى از جمله حد سرعت مجاز را رعايت كنيد.
• حتماً هنگام مسافرت با ماشين سوارى، كمربند ايمنى ر ا ببنديد و كودكان كم سن و نوزادان را هم در صندلى مخصوص شان قرار دهيد و با كمربند آنها را ثابت كنيد.
• اگر با موتورسيكلت سفر مى كنيد كلاه ايمنى و لباس محافظتى بپوشيد.
• وضعيت ماشين و به خصوص ترمزها را قبل از سفر بررسى كنيد.
• با احتياط رانندگى كنيد.
• هرگز در سفر جاده اى مشروبات الكلى مصرف نكنيد.
• برخورد با حشرات و ساير جانوران
گزش حشرات در طول مسافرت ها تجربه آزاردهنده اى است كه همه ما داشته ايم. اگر گزش حشره باعث تورم، كبودى يا درد مداوم شود، بايد به پزشك مراجعه كرد. از طرف ديگر بسيارى حشرات بيمارى هاى مسرى را منتقل مى كنند. استفاده از پشه بند، دفع كننده هاى حشرات و لباس هاى پوشاننده بدن مى تواند به شما در حفاظت از گزش حشرات كمك كند.
گاز گرفتن به وسيله حيوانات مثل سگ و... ممكن است باعث عفونت هاى وخيم و حتى مرگبار مانند هارى شود.
هارى يك بيمارى ويروسى حاد است كه دستگاه عصبى را گرفتار مى كند و هنگامى كه علائم آن بروز مى كند معمولاً باعث مرگ فرد مبتلا مى شود. اگر حيوان هارى شما را گاز گرفت، بايد فوراً تحت درمان مخصوص قرار بگيريد. اين نكات را هنگامى كه يكى از اطرافيان تان را حيوانى گاز مى گيرد، رعايت كنيد:
• محل زخم را فوراً با صابون بشوييد و يا آب تميز را دست كم براى ۵دقيقه از روى آن بگذرانيد. با محلول ضدعفونى كننده، محل زخم را ضدعفونى كنيد و آن را با يك پانسمان خشك و تميز بپوشانيد.
• فوراً فرد مجروح را به پزشك برسانيد تا واكسيناسيون هارى در مورد او انجام شود.
• اطلاعات لازم در مورد حيوان حمله كننده را در اختيار مقامات بهداشتى قرار دهيد.
مارگزيدگى حادثه ديگرى است كه ممكن است در طول سفر رخ دهد.
اغلب مارگزيدگى ها در نتيجه به ستوه آوردن و دنبال كردن مارهاست و حمله آنها اغلب واكنش دفاعى است. تلاش براى كشتن مارها خطرناك است و اغلب به مارگزيدگى منجر مى شود. مارها بيشتر موقع ترس است كه مجبور به حمله مى شوند و بنابراين در بسيارى موارد سم چندانى وارد بدن مى كنند.
اما سم يك مار كوچك و نابالغ ممكن است حتى از يك مار بزرگسال غليظ تر باشد؛ بنابراين از همه مارها پرهيز كنيد.
اين نكات احتياطى را رعايت كنيد:
• در محل هايى كه مارها فراوانند شلوارهاى بلند و كفش هاى سنگين يا چكمه بپوشيد.
• يك چوبدستى همراه داشته باشيد تا اگر اتفاقاً به مارى برخورديد، آن را دور كنيد.
• مارها در شب ها و در آب و هواى گرم فعال ترند.
• مارها و عقرب ها تمايل دارند شب به درون كفش ها و لباس ها بروند، بنابراين صبح ها قبل از پوشيدن كفش يا لباس آنها را كاملاً تكان دهيد.
اگر يكى از اطرافيانتان را مار گزيد، اين كارها را انجام دهيد:
• او را آرام كنيد. عضو مجروح را بى حركت و پانسمان كنيد، سپس او را سريعاً به بيمارستان برسانيد.
• در بيمارستان با سرم هاى ضدسم مخصوص، درمان انجام خواهد گرفت.
• اگر بتوانيد توصيف خوبى از مار به دست آوريد يا اگر مار مرده است، لاشه او را به بيمارستان ببريد، به پزشكان در انتخاب ضدسم مناسب كمك زيادى خواهيد كرد. ضمن حمل لاشه مار، مراقب رفلكس گزش مار باشيد و به سر مار دست نزنيد.
منبع:روزنامه ی شرق
|
بازهم تصمیم گرفته ایم ترفندی جالب و عجیب را برایتان بازگو کنیم که بسیاری از کاربران از آن بی اطلاعند ! با استفاده از این ترفند می توانید انواع و اقسام شکل های عجیب و غریب مانند تیر ، قلب ، گل و ... را بدون استفاده از نرم افزار خاصی و تنها با استفاده از صفحه کلید برای نام فایل های موجود در ویندوز XP در نظر بگیرید . به عنوان مثال با استفاده از این ترفند شما می توانید آیکونی این چنین بسازید : برای این کار کافی است : نکته : این راه یکی از روش های مخفی کردن فایل هم حساب می شه چرا که در جستجو کسی از این کاراکتر ها استفاده نمی کنه . |

1- ناخودآگاه پسورد تان را به دستگاه ماکرويو تان مي دهيد . ![]()
2- براي بازي تک نفره با کارت حتي سالي يکبار هم از کارت هاي واقعي استفاده نمي کنيد . ![]()
3- براي تماس با 3 نفر يک ليست از 15 شماره تلفن داريد . ![]()
4- براي کسي که در ميز کناري شما کار مي کند ، اي ميل ارسال مي کنيد . ![]()
5- دليل شما براي تماس نگرفتن با دوستانتان اين است که آن ها آدرس اي ميل ندارند . ![]()
6- بعد از يک روز کاري طولاني وقتي به منزل بر مي گرديد هنوز هم به تلفن هاي مربوط به محل کارتان پاسخ مي دهيد . ![]()
7- وقتي از خانه مي خواهيد تلفن بزنيد قبل از شماره گيري ناخودآگاه 9را مي گيرد تا خط آزاد به شما بدهد . ![]()
8- شما چهار سال روي يک ميز کار مي کنيد و در اين مدت براي سه شرکت مختلف کار کرده ايد . ![]()
10- طرز سخن گفتن تان را از اخبار ساعت 11 ياد مي گيريد .
11- رئيس شما توانايي انجام کار شما را ندارد .
12- وقتي به خانه بر مي گرديد با تلفن همراه به خانه زنگ مي زنيد تا ببينيد کسي خانه هست يا نه .
13- تمام برنامه هاي تجاري تلويزيون داراي وب سايتي هستند که در پايين صفحه نشان داده مي شوند .
14- خارج شدن از خانه بدون تلفن همراه ( کاري که 20 ،30 يا حتي 60 سال از زندگي تان ، آن را انجام داده ايد ) برايتان ناراحت کننده است و دليلي مي شود که براي برداشتن آن به خانه برگرديد . ![]()
15- صبح که از خواب بيدار مي شويد قبل از اينکه قهوه بنوشيد به سراغ اينترنت مي رويد .
16- براي لبخند زدن گردنتان را کج مي کنيد .
17- شما اين مطلب را در حالي که لبخند تائيد آميز مي زنيد مي خوانيد .
18- حتي بد تر از آن در فکر هستيد که اين مطلب را براي چه کسي فوروارد کنيد .
19- آنقدر سرتان گرم است که متوجه نشديد اين ليست شماره 9 ندارد . ![]()
20- در واقع شما الان صفحه را بالا برديد که ببينيد آيا واقعا شماره 9 توي اين ليست نيست . ![]()
و الان داريد به خودتان مي خنديد . ![]()
سلام - همونطور كه ميدونيد، اعلام شده که تهران يکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شده. اما تهران جذابيت های منحصر بفردی هم دارد که در هيچ جای دنيا نظير ندارد:
1) تهران تنها شهری است که در آن می توانيد وسط خيابانهای آن نماز بخوانيد، وسط پارک شام بخوريد، در رستوران به ديدن مانکن های لباس های مدل جديد برويد، در تاکسی نظرات سياسی تان را بگوييد، در کوه برقصيد، اما برای ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد.
2) تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشينند، چهار نفر روی موتورسيکلت می نشينند، شش نفر توی ماشين می نشينند، ۲۵ نفر توی مينی بوس می نشينند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند.
3) تهران تنها شهری است در دنيا که پياده ها حتما از وسط خيابان رد می شوند، اتومبيل ها حتما روی خط عابر پياده توقف می کنند و موتورسيکلت ها حتما از پياده رو عبور می کنند.
4) تهران تنها شهر دنياست که در آن هميشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند.
5) در تهران از همه جای ماشين ها صدا در می آيد، جز از ضبط صوت آن.
6) همه در خيابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند.
7) تهران تنها شهری است در دنيا که همه صحنه های فيلمهای بزن بزن را در خيابان های شهر می توانيد ببينيد، اما تماشای اين فيلمها در سينما ممنوع است.
8) مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پيمايی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسيکلت می شوند راست افراطی می شوند.
9) رانندگی در تهران مثل سياست ايران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چيز به کندی پيش می رود.
10) ماشين ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کيلومتر حرکت می کنند، در خيابانها با سرعت ۲۰ کيلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود.
11) در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ ميلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری.
ممكن است فكر كنيد چند دقيقه آسودگى در انتهاى روز براى احساس آرامش و آسودگى كافى است. متاسفانه چند دقيقه براى بهره بردن از فوايد مخالف تنش روحى و روانى آسودگى (relaxation) عميق كفايت نمى كند.هنگامى كه حقيقتاً آسوده مى شويد، تنش از روح و تن تان برداشته مى شود. اگر چنين تنشى را در زندگى خويش احساس مى كنيد، لازم است وقت كافى براى اين كار اختصاص دهيد. در غير اين صورت آثار منفى حاصل از پاسخ بدن تان به تنش ها- كه از جمله مى تواند به صورت سردرد، بى خوابى يا خطر ابتلا به بيمارى هاى قلبى بروز نمايد- مى توانند به سلامتى تان آسيب رسانند.آموختن چگونگى وضعيت آسوده گرفتن، چندان دشوار نيست. براى شروع، چند تكنيك را امتحان كنيد، تا آثار مثبت آن را بر سلامتى خود به چشم ببينيد.
• چرا آسودگى؟
با اين همه كارهايى كه بر سرمان ريخته، انجام روزانه چنين كارى به آسانى فراموش مى شود. ولى اگر چنين شود، آن وقت از تمام فوايد و منافع آسودگى براى سلامتى محروم خواهيد شد. آسودگى مى تواند پاسخ هاى بدن تان به تنش ها را بدين ترتيب بهبود بخشد:
كاستن از سرعت ضربان قلب، كه به معنى كار كمترى براى قلب است،كاهش فشار خون،كاستن از سرعت تنفس،افزايش جريان خون به عضلات مهم بدن و كم كردن تنش هاى عضلانى
پس از كسب مهارت هاى آسودگى، مى توانيد شاهد اين نتايج سودمند باشيد:
علائمى چون سردردها، تهوع، اسهال و درد، كمتر به سراغ تان مى آيند،پاسخ هاى هيجانى چون خشم، گريستن، اضطراب، دلشوره و سرخوردگى، كمتر به سراغ تان مى آيند،انرژى بيشتر،تمركز ذهنى بهتر،توانايى بيشتر در برخورد و رفع و رجوع مسائل و مشكلات وكارايى بيشتر در فعاليت هاى روزمره پيدا مى كنيد.
با فراگيرى آسودگى، از تنش هاى عضلانى و احساسات جسمى ديگر ناشى از پاسخ توام با تنش به مشكلات روزمره، بيشتر آگاه خواهيد شد. به مرور حتى ممكن است پيش از آن كه ذهن تان متوجه وجود تنش در شما شود، بر واكنش بدن به آن آگاه شويد. پس از آن كه دانستيد پاسخ به تنش چه احساسى را در شما به وجود مى آورد، خواهيد توانست در لحظه اى كه عضلات تان شروع به ايجاد تنش مى كنند، آگاهانه براى شل شدن آنها تلاش كنيد.
• تكنيك هاى آسودگى
خب چه كار كنيم؟ اين تكنيك ها مى توانند براى شروع مفيد باشند. اگر بلافاصله اثر و نتيجه اى از آنها مشاهده نكرديد، نااميد نشويد. صبور باشيد، وقت بگذاريد، و تمرين كنيد. و با تصور آرامش و آسودگى كه سرانجام به شما دست خواهد داد، به خود انگيزه بدهيد.
• تنفس توام با آسودگى
تاكنون توجه كرده ايد كه هنگامى كه در تنش به سر مى بريد، چگونه نفس مى كشيد؟ به طور معمول، تنش موجب مى شود، كه تند و سطحى نفس بكشيم. اين نوع تنفس، موجب حفظ و تداوم ساير جنبه هاى پاسخ توام با تنش، مانند ضربان سريع تر قلب و عرق كردن مى شود. اگر بتوانيد بر تنفس خود فائق آييد، خود به خود از شدت و حدت آثار مارپيچى حاصل از تنش حاد كاسته خواهد شد. تنفس آسوده كه به آن تنفس ديافراگمى نيز مى گويند، مى تواند به اين كار كمك كند. اين تكنيك اساسى را روزانه دو بار و زمانى كه احساس تنش مى كنيد، تمرين كنيد. ترتيب مراحل آن از اين قرار است:
-دم: با دهان بسته و شانه ها به وضعيت آسوده، تا شماره شش بشماريد و به آهستگى نفس عميقى بكشيد. در همان حال، شكم خود را به سمت جلو بياوريد. بگذاريد هوا ديافراگم تان را به سمت پايين براند.
-نگاه داشتن نفس: به آهستگى تا شماره چهار بشماريد، و در اين مدت هوا را در سينه نگاه داريد.
-بازدم: تا شماره شش بشماريد، و در همان حال به آهستگى هوا را از ريه هاى تان بيرون دهيد.
-تكرار: اين چرخه دم، حبس نفس و بازدم را سه تا پنج بار تكرار كنيد.
• آسودگى تدريجى عضلات
هدف از آسودگى تدريجى عضلات كاستن از تنش موجود در عضلات تان است. نخست، جاى آرامى را پيدا كنيد، كه بتوانيد بدون قطع تمرين به آن ادامه دهيد. اگر لباس تنگى پوشيده ايد، آن را باز كنيد، و عينك تان (يا اگر لنز چشمى داريد) آن را برداريد.
هر يك از گروه هاى عضلانى را لااقل به مدت پنج ثانيه سفت، و سپس لااقل به مدت ۳۰ ثانيه شل كنيد. پيش از آن به گروه ديگرى از عضلات بپردازيد، اين كار را چند بار تكرار كنيد.
-ناحيه فوقانى صورت: ابروها را بالا برده، در پيشانى و پوست سر تنش ايجاد كنيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.
-ناحيه ميانى صورت: چشم هاى تان را تا جايى كه مى توانيد كج كنيد، در بينى و دهان چين ايجاد نماييد، طورى كه احساس تنش در ناحيه ميانى صورت داشته باشيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.
-ناحيه تحتانى صورت: دندان هاى تان را بر روى هم فشار دهيد، و گوشه هاى دهان را به سمت گوش ها بكشيد. دندا ن هاى تان را (مانند حيوانى كه چنگ و دندان نشان مى دهد) نشان دهيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.
-گردن: به آرامى چانه تان را به سينه نزديك كنيد. احساس كشش در پشت گردن تا پشت سر داشته باشيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.
-شانه ها: شانه ها را به سمت گوش ها بكشيد، طورى كه احساس فشار در شانه ها، سر، گردن و ناحيه فوقانى پشت داشته باشيد. حال عضلات را شل كنيد. سپس اين كار را تكرار كنيد.
گربه و اردک هایی که به آرامش رسیدند!!!!
منبع:Mayoclinic Website
ترجمه ع. فخرياسرى
آن گاه كه خورشيد را صلا زدند
15خرداد سال 42 سرآغاز خیزشی به رهبری روحانیت ، بویژه حضرت امام خمینی ( ره ) است که در بهمن 1357 به پیروزی انقلاب اسلامی ملت ایران انجامید و جمهوری اسلامی ایران را به خواست بیش از 98درصد مردم در این سرزمین کهن مستقر کرد .

منبع : http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=333503



با آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی


دانلود سرود تیم ملی با صدای علیرضا عصار
دانلود سرود ملی ایران با صدای امیر تاجیک
دانلود سرود تیم ملــی ایـران از گــروه آریـــان



|
بعضى از افراد تصور مى كنند كار كردن مادران بيرون از منزل تأثير نامطلوبى به خانواده دارد ، چون زنان شاغل وقت كافى براى نگهدارى و مراقبت از فرزندان خود ندارند و نمى توانند به كارهاى خانه و همسر خود توجه لازم را داشته باشند . اما واقعيت امر اينست كه چون مادران شاغل وقت كمى دارند ، معمولاً با استفاده از برنامه ريزى بيشترين استفاده را از حداقل زمان خود خواهند داشت . بنابراين اگر شما هم جزو مادران شاغل هستيد مى توانيد با بهره گيرى از توصيه هاى ذکر شده زمانبندى مناسبى را براى فعاليت ها و ساير وظايف خود در نظر بگيريد . ۱- نمى دانيد از كجا شروع كنيد ؟ ليستى از كار هايى كه روزانه بايد انجام دهيد تهيه و آن را به دو قسمت وظايف فعلى و وظايف آتى تقسيم كنيد . سپس اين وظايف را در گروه هاى جداگانه اى شامل محل كار ، خانواده ، كارهاى شخصى و ... قرار دهيد . چند كپى از اين نوشته را در قسمت هاى مختلفى از منزل مانند آشپزخانه ، روى كمد لباس ها يا داخل جيبتان بگذاريد . بدين ترتيب قادريد هر زمان كه لازم بود به آن ها دسترسى داشته باشيد يا به ياد بياوريد كه زمان براى شما چقدر اهميت دارد . ۲- ليست كار هاى روزانه خود را اولويت بندى و بازنگرى كنيد و آن ها را بدين صورت در نظر بگيريد : كارهايى كه بايد انجام دهيد ، كارهايى كه نياز به برنامه ريزى مجدد دارد ، وظايفى كه قادريد انجام آن را به سايرين محول كنيد يا فعاليت هايى كه انجام آن از برنامه شما حذف شده است. ۳- برنامه خودتان را چند بار مرور كنيد . آيا واقع بينانه است ؟ آيا براى انجام آن بايد خيلى كوشش كنيد ؟ ۴- در انتهاى هر روز برنامه روز بعد را يادداشت كنيد . اين امر به شما كمك مى كند كه نظم و ترتيب بيشترى داشته باشيد و وظايف شما تحت كنترل خودتان باشد . ۵- روش شخصى خود را در برنامه ريزى دنبال كنيد . اگر تصور مى كنيد كه برنامه روزنامه شما سنگين و مشقت بار است تغييراتى در ظاهر آن ايجاد كنيد تا مشاهده اين وظايف برايتان دلپذيرتر باشد . مى توانيد از رنگ هاى مختلف ، تصاوير و مقوا هاى رنگى در تهيه ليست وظايف روزانه خود استفاده كنيد . ۶- افرادى كه دوست دارند از تقويم و دفترچه هاى برنامه ريزى استفاده كنند يك گام از بقيه جلوتر خواهند بود . حسن اين دفترچه ها اين است كه مى توانيد وقايع تاريخى مختلف از جمله سالگرد ازدواج ، تولد همسر و فرزندان و دوستان و اقوام را هميشه به ياد داشته باشيد . به علاوه نوشتن اهداف كلى و روش رسيدن به آن ها ، ثبت يادداشت ها و نظرات ، قرار ملاقات ها ، جلسات ، برنامه ريزى براى تعطيلات ، كار و ... از ديگر مزاياى داشتن چنين ابزارى به شمار مى رود . ۷- بلند پروازانه فكر نكنيد . اهداف ويژه اى را كه قابل اندازه گيرى ، واقع بينانه و قابل دستيابى باشند در نظر بگيريد تا مسير درستى را به شما نشان دهند . يعنى به طور دقيق مشخص كنيد كه چه كارى را مى خواهيد به انجام برسانيد و زمان مورد نياز شما براى به پايان رساندن اين كار چقدر است . ۸- برنامه شام بايد قابل انعطاف باشد . هميشه زمانى را براى تعليق كار ها يا حواس پرتى خودتان در نظر بگيريد و زمان بيشترى را براى كارهاى اولويت دار تعيين كنيد . ۹- چه زمانى از روز در بهترين شرايط قرار داريد ؟ آيا صبح ها فعال تر هستيد يا عصر ها بهترى مى توانيد كار كنيد ؟ هميشه سعى كنيد زمانى در شبانه روز به فعاليت هاى مهم خود بپردازيد كه در وضعيت ايده آلى قرار داريد . ۱۰- ابتدا كار و وظايف صحيح و اصولى خود را مشخص و سپس بر روى آن تمركز كنيد . اين اقدام يك روش مناسب براى افزايش بهره ورى شخصى شماست . ۱۱- براى اولويت هاى مهم زندگى خود فرجه زمانى مناسبى تعيين كنيد تا براى انجام آن ها به اندازه كافى وقت داشته باشيد . ۱۲- از كمال گرايى بپرهيزيد و براى انجام كار هاى بزرگ و اساسى شيوه هاى ساده ترى برگزينيد . مى توانيد اين وظايف را به بخش هاى كوچكترى با مدت زمان مشخص تقسيم كنيد تا سرانجام به نتيجه دلخواه خود برسيد . ۱۳- « نه » گفتن را بياموزيد و بر روى اهدافتان تمركز كنيد . اوقات فراغت خود را در صورت لزوم به دوستان ، خانواده و شخص خودتان اختصاص دهيد . ۱۴- اگر موفق شديد به اهدافتان دست يابيد پاداشى را براى خود در نظر بگيريد و زندگى را با سرگرمى هاى دلخواه متعادل كنيد . |
بنام او
عناصر جنبش نرم افزاری در روش انديشه استاد مطهری
الف) مدخل بحث: جا دارد ابتدا دو مفهوم کليدی بحث جنبش ونرم افزار بر اساس ويژگيهای اساسی تعريف و تحديد گردند و مورد تأمل قرار گيرند:
1) جنبش: (movement) معمولاً در کنار جنبش، مضاف اليه اجتماعی اضافه شده (جنبش اجتماعی) و چنين پديده وقتی پديد می آيد که گروهی از افراد به گونه ای سازمان يافته در صدد تغيير يا حفظ برخی از عناصر جامعه بر آيند. جنبشهای اجتماعی با صورتهای ساده رفتار اجتماعی اين تفاوت را دارند که بسيار سازمان يافته تر و عمری بسيار طولانی دارند. ويژگيهای عمده جنبش اجتماعی وجود هدفهای مشترک، برنامه ای برای تحقق اين هدفها و وجود ايدئولژی است جنبش اجتماعی در انواع مختلف ( ارتجاعي، بيشتر و اصلاحی، آرمانگرا ...) ظاهر می شوند.([1])
ويژگی عمده و بلکه جوهره اصلی و کليدی جنبش، اعتراض جمعی و گروهی است که يا نسبت به وضع موجود معترض بوده و خواهان تغيير آن است.([2]) ( مثل جنبش مشروطيت ايران) و يا در جهت تثبيت وضع موجود بوده مخالف ظهور تغيير در ابعاد مختلف می باشد. (جنبش تنباکو در ايران).
در فلسفه جنبش اجتماعی نيز می توان گفت که مبنای جنبش نارضايتی است که منجر به اعتراض می گردد. برای اينکه جنبش به ثمر برسد بايد در قالب مجموعه و نظامی که دارای اجزاء خاص، اهداف معين و بازيگران شفاف است جلوه کند. از اين رو است که می توان برای جنبش اجتماعی و در اينجا جنبش نرم افزاری عناصر و اجزايي را در نظر گرفت؛
2) نرم افزار ( soft ware): نرم ا فزار در مقابل " سخت افزار" (hard ware) ،کار برد معنايي اوليه اش در علوم غير انسانی و به صورت مشخص، کامپيوتر است و به دستگاههاي الکتريکی،الکترونيکی و مکانيکی که در قالب مانيتور، دسک تاپ، موس و ... ظاهر شده و قابل لمسند و محسوس به حواس پنجگانه، "سخت افزار" گويند و در مقابل به برنامه ها، محتوا و متن که دارای انسجام، غايت و کار آمدی است مثل برنامه های اقسام و يندوز (95, 98, xp)، يا فتوشاپ، پری ماير و ... که محسوس و ملمسوس نيستند، نرم افزار گفته می شود. کار برد نرم و سخت برای حيطه های انسانی به صورت مجازی و استعاری است که کم کم به صورت اصطلاح متداول و مستعمل گرديده است([3])
حاصل آنکه امروز حيطه مباحث نرم افزاری به مباحث انسانی کشيده شده که خود شامل فرهنگ، فکر، انديشه، مفاهيم، نظريه ها از سويي و سبکها، روشها، متدلوژی و شيوه های انديشه و منطق فکر از سوی ديگر می شود که در اين نوشتار (خصوصاً ابعاد روش جنبش نرم افزاری) را نيز مورد توجه قرار می گيرد.
ب) مطهری و جنبش نرم افزاری: از آنجا که بحث از جنبش نرم افزارهای در سالهای اخير در ادبيات اير انی ظاهر گرديده از اين رو اين متفکر اسلامی به صورت مستقيم و تحت عنوان جنبش نرم افزاری به موضوع نپرداخته است ولی از آنجا که ايجاد اين جنبش، زمينه، بسترها، اجزا و عناصر خاص را می طلبد، از اينرو برخی عناصر اين جنبش را با مراجعه به آراء استاد مطهری می توان جست، رسالتی که در حد توان در اين مکتوب مورد اقبال قرار می گيرد.
1) طرح مساله) پيش از طرح بحث جا دارد مقدمتاً به عنوان طرح مساله نکته و پرسشی مهم مورد توجه قرار گيرد. نکته مهم آن است که چرا بايد نسبت به ايجاد جنبش نرم افزاری در ايران اسلامی حساس بود؟ پاسخ به اين پرسش مکتوب مستقل می طلبد. ولی اجمالاً و در حد موجز می توان ادعا نمود که تمدن اسلامی که خود واجد عصر طلايي بوده از توليد کنندگان علم و دانش بوده است قرنهاست که خشکيده است و از شواهد شفاف و بارز دهه های اخير و مويد اين مدعا در ايران آن است که حتی توان توليد متفکرانی مثل شهيد مطهری که نه به صورت نهادينه، بلکه به صورت مورد ی در فرهنگ اسلامی جوشيدند را نيز ندارد و از اينرو با اينکه قريب سه دهه است که حيات ايشان متوقف شده، اما هرگز راه ايشان از سوی متفکرانی در حد صلاحيت، گستره و خلاقيت و نو آ وری اين انديشمند، تعقيب نشده، بلکه مغفول و مهجور مانده است.
طرح بحث از جنبش نرم افزاری در حقيت پاسخ بدين پرسش است که تا کی بايد در ميدان علم مصرف کننده باقی بمانيم؟ تا چه زمان بايد در ابعاد فرهنگی و تمدنی در سطح جهانی جايگاه قابل توجه نداشته باشيم؟ آيا می رسد آن زمانی که از يکسو جرقه های جدی توليد علم به صورت نهادينه زده شده و از سوی ديگر از تک درختهاي حوزه انديشه در علوم مخنلف که گاه در اين سامان و يا مرتبط به اين سرزمين می جوشند، بدرستی پاس داشته شود؟ گفته شده که جنبش آنجا می جوشد که نارضايتی وجود دارد و در جنبش نرم افزاری، نوع اعتراض به موقعيت فرهنگي ـــ تمدنی حاضر است که خواهان تحول و تغبير و دگرگونی نسبت به وضع موجود است. مدعای نوشتار حاضر نيز اجمالاً آن است که انديشه و سبک و سياق و متدلوژی مطهری در اين راه می توانند معّد و ممّد ما باشند؛
2) تأکيد بر روش تا محتوا: مطهری از جمله معدود متفکران اسلامی است که هم در حيطه های محتوای و توليد انديشه سخنان فراوان برای گفتن دارد و محصولات مطهری در اين بعد ارزش توجه، بهره گيری و نقد و انتقاد را دارند؛ و هم در حيطه های روش و متدلوژي نيز می توان بدين متفکر استشهاد نمود.
اما در اين نوشتار به دلايل زير بر ابعاد روشی انديشه مطهری اهتمام ويژه معطوف گرديده است: اولاً مباحث محتوايي استاد به راحتی قابل دستيابی اند (به صورت کتاب يا cd) و حال آنکه نکات روشی انديشه مطهری به راحتی قابل حصول نيست و مثلاً کسب آزاد انديشی استاد برای فرد ديگر به مدتها ممارست و تکرار و توجه نياز دارد؛ و از اينرو نياز به بستر سازی و تبيين مطلب دارد؛ ثانياً مباحث محتوايي همواره در حال تکميل و تصحيح شدن اند و انديشه مطهری نيز از اين قاعده استثناء نبوده و نبايد و تنها بر ادله مطهری تحجر و تعصب ورزيد، ولی مسايل و طرقهای روش تفکر ماندگارتر و پايدارترند و از اينرو کاربرد مستدامتری دارند؛ ثانياً در انسانهای با انديشه های بلند و عميق مباحث متدلوژی و روشی در شيوه شکار مطالب محتوايي موثرند، و به همين دليل بر آنها تقدم زمانی دارند. با اين نگاه در طرح بحث از جنبش نرم افزاری به جای توجه به ابعاد محتوايي انديشه مطهری عناصری که سازنده منطق و روش تفکر مطهری اند در اين مقال کوتاه مورد بررسی قرار می گيرند.
3) عناصر جنبش نرم افزاری: سابقاً اشاره شد که مسايل ـ روشی برخی از عناصر جنبش نرم افزاری اند که اگر از ابعاد محتوايي جديتر نباشند، در نهضت توليد علم، نقش کمتری از مباحث محتوايي ندارند. در اين قسمت برخی از عناصر جنبش ياد شده با مراجعه به سبک و سياق تفکر مطهری مورد تجزيه و تحليل قرار می گيرند:
3ـ1)روش عقلی ــ برهانی: روشهای تحقيق در يک نگاه به نقلی و عقلی تقسيم می گردند که روشهای عقلی نيز در يک نگاه موسع به دو شيوه قياسی و تجربی قابل تقسيم است. در بين شيوه های ياد شده عمده آثار مطهری با روش عقلی، آنهم شيوه قياسی و برهانی (و يا فلسفی و کلامی) طرح و يا مورد نگارش در آمده اند.([4])
در تعليل مطلب می توان به کلام استاد استشهاد نمود که چون ايشان پاسخگويي به مشکلات و مسايل مستحدث را داشت، از اينرو برای اقناع و توجيه ذهن ديگران شيوه عقلی ـ برهانی، در گفتمان دينی را بهتر از شيوه های ديگر نتيجه بخش می دانستند. ايشان در مقدمه کتاب عدل الهی می نويسند: " اين شيوه که از حدود بيست سال پيش قلم بدست گرفته، مقاله، کتاب نوشته ام، تنها چيزی که در همه نوشته هايم آن را هدف قرار داده ام، حل مشکلات و پاسخگويي به سوالاتی است که در زمينه مسايل اسلامی در عصر ما، مطرح است؛
نویسنده :دکتر محمد منصورنژاد
درس دهم:
اينها ديگه چی اند: فلسفه سياسی انديشه سياسی، کلام سياسی و ...
قرار بود ده شب برای جمعی به مدت يکساعت سخنرانی کند و علی القاعده مزد کار را شب آخر در يافت می کرد، او عادت نداشت که مبلغی که به او پرداخت می شود را در جلوی ديگران چک کند و آ ن را کسر شأن خود مي دانست. گر چه دلش با ديدن پاکت بسته بندی شده آب می شد و برای باز کردن مهر و مومش لحظه شماری می کرد. آن شب آخر وقتی با تعارف و با يک دست در پيش، دست ديگردر پس پاکت حق الزحمه را تحول گرفته و به ماشينی که تهيه کرده بود سوار شد حسابی سر حال بود و اميد وار بود با پشتوانه اين دستمزد يکی دو ماهی خانواده دغدغه نان نداشته باشند و برخی بدهکاريها را هم صاف کند . با اندکی حرکت ماشين در پاکت را گشود و اما با کمال تعجب اسکناسی که به اندازه پول تنها 10 روزنامه می شد را در آن يافت( يک پانصد تومانی) با دقت نگاه کرد، چيز ديگر خبری نبود. خواست به راننده بگويد برگردد و داستان را بپرسد اما ديد خيلی جالب نيست. يادش آمد شماره تلفنی از آنها دارد. با صاحب مجلس تماس گرفت و داستان را پرسيد که آيا اشتباهی رخ داده او گفت خير، اتفاقاً شورای اين مجموعه در باره حق الزحمه جنابعالی ساعتها بحث کردند و به اين نتيجه رسيدند که چون شما روزها يک روزنامه می خريدی و مسايل سياسی آن را مطالعه و شبها تحويل ما می داديد. نتِيجه ده جلسه بحث سياسی هم همان معادل هزينه 10 روزنامه است. در حاليکه سر جايش خشکش زده بود ، عرق سردی بر پيشانيش نشست. مکالمه را قطع کرد.
اما اين واقعه برای او اين امتياز را داشت که از خوابی سنگينی بيدارش کند و ناخواسته به مطالعه دقيق سياست کشانده شود. به جای اينکه نتيجه بگيرد که حرفهای سياسی نبايد تحويل مردم بدهد، عزم جزم کرد که يک پس مطالعه عميق سياسی بکند و ايندفعه حرفهای جديتر بزند و با زتابش را ببيند. با اين انگيزه وارد بازار کتاب شد و پس از کند وکاوی، کتابی خريد که با بحثی پيرامون شرح انديشه سياسی، فلسفه سياسی، نظريه سياسی، ايدئولژی سياسی و... آغاز می شد و با ملاحظه اوليه متوجه شد که آن بندگان خدا زياد بی ربط نمی گفتند. او مباحث سياسی می گفت اما به جای توجه به ريشه ها، ساقه ها، شاخه ها ، برگ ها و... سياسی تنها به ميوه های سياست که عمدتاً در روزنامه ها منعکس می شد بسنده کرده است که بسياری از اين ميوه ها هم يا نارس و يا اصلاً فاسد و کرمو بودند. تازه داشت متوجه می شد که درخت سياست عجب عمق، غنا، سابقه شاخه های پيچيده ای دارد . به سخنی داشت رابطه مثلاً مفاهيمی مثل فلسفه سياسی را با فلسفه سياست می فهيمد و فرق اين دو را با کلام سياسی و ... اما او اين عزم جزم را در خود سراغ داشت که کم نياورد. از اينرو به جدّ کار را پی گرفت. و پس ماهها مطالعه دقيق اين نکات را برای خودش ياد داشت کرد:
1) عام ترين شيوه فکر کردن راجع به دولت حکومت، قدرت و سياست، انديشه سياسی است که می تواند در شيوه های مختلف نثر، نظم، قالبهای هنری مثل داستان و رمان، فيلم، تأتر و ... ظاهر شود. با اين نگاه معلوم است که فلسفه سياسی، نظريه سياسی و ... زير مجموعه انديشه سياسی هستند. (از مصاديق بارز انديشه سياسی در قالب نثز در انديشه های ايرانی ، سياست نامه امثال خواجه نظام الملک است)
2) فلسفه سياسی: گر چه هر فلسفه سياسی انديشه سياسی است ولی هر انديشه سياسی، فلسفه سياسی نيست. در فلسفه سياسی اولاً مسايل و موضوعات سياسی به صورت کلان و عام آن ( نه به صورت خاص، موردی، مصداقی و مربوط به زمان، مکان، و افراد خاص) مورد توجه قرار می گيرند؛ ثانياً به جوهره و کنه مباحث سياسی انديشده می شود که مثلاً غايت حکومت چيست؟ ماهيت قدرت کدام است، توزيع قدرت چه فوايدی دارد؟ رابطه سياست با عدالت و سعادت چيست؟ اقسام حکومتها کدامند و کداميک بهتر آدميان را به مقصود می رسانند؟ ثالثاً در فلسفه سياسی، مثل ساير مباحث فلسفی مطالب در قالب برهانی، يقينی و قطعی مطرح می شوند و جای گمانه زنی و احتمالات و ... نيست؛ رابعاً معمولاً مباحث سياسي در ادامه نگاه فلسفی يک فيلسوف به عالم و آدم و هستی و انسان است و بر اساس مبانی هستی شناسانه و انسانشناسانه، روابط سياسی و حکومتی را نيز تحليل می کند. و از اينرو اگر به عمل سياسی هم می پردازد، به آن رنگ و بوی فلسفی می دهد و نگاه به افعال در مرحله بعدی است (مثل جمهورافلاطون يا آراء اهل مدينه فاضله فارابی)
3) ايدئولژی سياسی: در ايدئولژی سياسی اولاً: بر خلاف فلسفه سياسی که عمل افراد محور اصلی نيست، اين جا انديشه سياسی به گونه ای طراحی می شود که از پيروان اطاعت، تعهد و عمل را می طلبد و ثانياً: باورهای سياسی به نوعی طراحی می گردند که در پی جلب ايمان و اعتقاد افرادند و ثالثاً:ً رهبران و پيروان در صدد در انداختن طرحی نو و تحولی اساسی در حيطه های سياسی اند. نهايتاً به نفع خوديها و به ضرر اغيار به شدت موضعگيری شده و افراد را با نوعی جزميت، به جبهه گيری در مقابل مخالفان فرا می خواند. مثل ايدئولژی فاشيسم.
4) نظريه سياسی: با تاسيس و تقويت مراکز دانشگاهی و پژوهشکده ها و روش علوم مختلف و از جمله علوم سياسی در قرون جديد، انديشه سياسی در قالب نظريه های سياسی نيز عرضه می شود. در باره اينکه نظريه سياسی چيست؟ ِِِِِپاسخها متفاوت است ، به جهت اينکه پيرامون اينکه نظريه چيست؟ وحدت نظر وجود ندارد . ولی حداقل نکته ای که به اجمال می توان گفت آن است که آن انديشه سياسی، نظريه سياسی است که ابطال پذير باشد. يعنی مدعا، تز و گزاره سياسی اين قابليت را داشته باشد که در يک زمان، مکان و موقعيـت خاص، باطل گردد. نظريه های سياسی می توانند با توصيف پديده ای سياسی، از سويي آن را تبيين و تحليل کنند و از سوی ديگر پيش بينی داشته و به نوعی برا ی آينده نسخه ای تجويز نمايند؛
5) اما اگر خواستيم از نگاه دينی به مباحث و موضوعات سياسی بپردازيم،خصوصاً در نگاه اسلام، به دو حيطه ديگر سياسی يعنی کلام سياسی و فقه سياسی می رسيم. فرق اين شق از انديشه سياسی نسبت به فلسفه سياسی، نظريه سياسی و... آن است که متفکر قبل از ورود به بحث چار چوبه هايي را پذيرفته که از سويي بايد نتايج مباحثش خروج از اين چار چوبه ها نباشد (مثلا توحيد، نبوت، معاد و کتاب آسمانی و ...) ثانياً سعی دارد موضوعات وارده در سياست ( قدرت، دولت ، حکومت و ...) را بر اساس آن مبانی مورد قبول تحليل کند.
اما فرق کلام سياسی با فقه سياسی در آن است که اولی (کلام سياسی) به مباحث اصالتاً نظری، ذهنی و فکری سياسی از منظر دينی می نگرد. و اما فقه سياسی موضوع اصليش عمل سياسی مومنان است. از اينرو گفته می شود که کلام سياسی شاخه ای از علم کلام است که در صدد تبيين دفاع مواضع و عقايد دينی در قلمرو سياسی و اجتماعی است . مثلاً اعتقاد به خدا چه نقشی در نگاه به قدرت و حکومت دارد؟ چه ارتباط بين قانون گذاری در مجلس با قوانين تشريعی و الهی دارد؟ آيا نبوت و امامت در خود بار سياسی و حکومتی دارند يا خير به نحوی که بر اساس آن بتوان به الگوی حکومتی خاص رسيد.؟
اما فقه سياسی تلاش دارد اعمال بازيگران عرصه سياست (دولتمردان، احزاب مردم، گروههاي سياسی و ...) را تفسير و احکام آنها را استنباط و اجتهاد کند. مثلاً آيا شرکت در انتخابات در نظام دينی واجب است، مباح است و يا مستحب؟ آيا پيروی از احکام حکومتی بر همه واجب است يا خير؟
6) در کنار همه مفاهيم ياد شده که شيوه بررسی موضوعات سياسی را به صورت متمايز از هم بيان می کند. واژه ديگری در دهه های اخير و متناسب با رشد و نمو فلسفه علم پيرامون علم سياست نيز مطرح شده است و آن اصطلاح "فلسفه سياست" است که کاملاً نگاه متفاوت از فلسفه سياسی و ساير نگاههای فوق به موضوع دارد. در فلسفه سياسی ( و نيز نطريه سياسی ،کلام سياسی و ...) يک فيلسوف مثل بازيکن يک تيم، فعال بوده جهتگيری خاص خود را داشته و نسبت به دفاع از رويکرد خود خود حساس است و حال آنکه متفکری که در فلسفه سياست نسبت به مباحث سياسی به ارزيابی می نشيند، عيناً نقش داور مسابقات و اينجا مسابقه فلسفی ( فلسفه سياسی) علمی (نظريه سياسی) و يا نگاه عمومی به سياست ( انديشه سياسی ) و ... را دارد و فراز و فرودهای ديدگاههای آنها و علت اوج و حضيض نظريه ها و خاستگاه آنها را در کنار هم طی فرآيندی بررسی می کند. به عبارت ديگر در فلسفه سياست به تاريخ علم سياست، فلسفه سياسی، انديشه های سياسی و ... و دليل استقرار، استحکام و يا ضعف آنان می پردازد. و نهايتاً اگر در ساير حيطه بندی مباحث سياسی (5 بند قبلی) نگاه از درون به علم سياست بوده در فلسفه سياست نگاه بيرونی به همه موضوعات ياد شده دارد.
نویسنده :دکتر محمد منصورنژاد
درس نهم
آزادی هم برای خود داستانی دارد.
والدين خيلی دوست داشتند بچه ها يشان درست تربيت شوند و باعث افتخار آنها باشند. يکی از بچه ها تازه به زور راه افتاده بود و يکی ديگر وارد سنين نوجوانی می شد. اما آن دو فرزند با بزرگ تر شدنشان روز به روز برتشويش خاطر والدين می افزودند. زيرا فرزند کوچکشان هنوز غذا خوردن را ياد نگرفته بود. وقتی سر سفره می نشست از يکسو اصرار داشت ديگران درکارش مداخله نکنند و ا ز طرفی لباسهايش را کثيف می کرد و پس از صرف غذا تميز کردنش پروژه ای بود. راه که می رفت، تعادلش را از دست می داد و به زمين می خورد و روز قبل هم سرش به ديوار خورده و زخمی شده بود. پدر و مادر بر روی اين نکته که به پزشک بروند و يا نروند مجادله کردند. سر هر مساله کوچکی جيغ می کشيد و اعصاب اعضای خانواده را به هم می ريخت. کافی بود به جايي مهمانی بروند، اسباب بازی بچه های ديگر را يا می گرفت و به آنها نمی داد و در نتيجه جنگ و دعوای حسابی راه می انداخت و يا از حرص، آن را به در و ديوار می کوبيد و می شکست که مشکل ديگری ايجاد می نمود. در هوش و زيرکی، تحرک و زيبايي کودک حرفی نبود، ولی آنقدر مشکل هم درست می کرد که داد اطرافيان را در مياورد.
بچه ديگر که تازه فکر می کرد کسی می شود و هويتش را می يابد نيز علی رغم شاگرد زرنگ مدرسه بودن و علاقه به ورزش و خوش اخلاق بودن، کم دردسر ايجاد نمی کرد. گاهی همسايه ها از اينکه تحرک ورزشی او برای آنها مشکل ساز بود گلايه می کردند. برخی اوقات با دوستانی قدم می زد که والدين ،آن دوستان را نمي پسنديدند و نگران بودند که اخلاقش به جهت دوستان ناباب فاسد شود. در خانه هم که بود زياد دقت نداشت که لباسش را سر جايش بگذارد. اگر چيزی می خورد، آنها را نيمه کار رها کرده و ريخته و پاش می کرد. در کل بی نظم و بی برنامه بود. گاهی هوس می کرد که در پشت بام پرسه بزند، که والدين اين اخلاقش را نمی پسنديدند و خلاف عرف اجتماعی می دانستند. اگر می خواستند او را تنها در خانه بگذارند و جايي بروند، همواره نگران بودند که نکند دست گل تازه ای به آب بدهد و ...
يکبار که جان والدين به لب رسيده تصميم گرفتند که از اين بی نظمی ها و بی نزاکتيهای فرزندانشان جلو گيری کنند و حسابی آنها را آدم کنند. در يک برنامه ريزی به اينجا رسيدند که يک هفته ای بر بچه ها سختگيری کنند تا ببينند که چقدر می توانند بر آنها موثر بيفتند. از اينجا بود که مداخله آنها در کار بچه ها شروع شد. ديگر بچه کوچکشان حق نداشت خودش هر جور می خواهد غذا بخورد. مادر با قاشق غذا به دهن بچه می گذارد تا لباسش را کثيف نکند. برای اينکه تحرکش کمتر درد سر ساز باشد، فضای کوچک يک متر در يک متر داشتند که او را در آن محيط محصور کردند. اگر جيغ می کشيد سيلی گوش نواز پدر بود که خفه اش می کرد و بچه با وحشت صدايش را قورت می داد و ...
بچه بزرگتر از ارتباط با دوستانش منع شد و يکبار که با دوستان سابقش ديده شد، به شدت مورد تنبيه قرار گرفت. رفتن به پشت بام، ممنوع اعلام گرديد. موظف بود وقتی وارد خانه می شد، ابتدا جورابش را قبل از ورود به اطاق در بياورد و پايش را بشورد. وارد اطاق که شد پس از سلام و عليک، محترمانه لباسش را در آورده و سر جايش به صورت منظم قرار دهد. کيف مدرسه جای مخصوص پيدا کرده بود. تلفنهايش می بايست محدود و در صورت ضرورت و تا حد امکان در مکالمات کوتاه باشد، آن هم معمولاً کلماتش با حضور يکی از والدين کنترل و شنود می شد.
پس از يک هفته پدر و مادر به ارزيابی اخلاق بچه ها پر داختند. به وضوح ديدند که از نشاط، خلاقيت و نوآوريهای بچه ها خبری نيست. آثار غم، افسردگی در آنها مشهود است .جالب اين بود که بچه زرنگشان ديگر آن علاقه سابق برای ادامه تحصيل را نداشت و حتی از مدرسه نامه ای آمده و نسبت به شرايط پيش آمده توضيح می خواستند. احساس می کردند از جسارتهای بچه ها کم شده و حتی به نحوی ترسو شده اند و با ديدن والدين رفتار عاديشان به هم می ريزد. وقتی آنها را از دور کنترل می کردند نيز رفتارشان نگران کننده بود. زيرا فرزند بزرگـتر بی جهت فرزند کوچکتر را می زد. دوست داشتند وسايل خانه را آسيب بزنند. و حتی به صورت تصادفی از فرزند بزرگشان کاغذی در کيف يافتند که به والدينش اهانت کرده بود و ...
والدين درمانده شده بودند و نمی دانستند چه کنند. اگر بر آنها سخت بگيرند، و آزاديشان را سلب کنند، بچه ها ديگر نبوغ،خلاقيت و تحرک و پويايي سابق را نخواهند داشت. اما اگر آزادشان بگذارند، بی نظمی هايشان کلافه کننده بود و امکان داشت که از جهت فردی و اجتماعی مسير انحرافی را بپيمايند!.
1) داستان فوق به خوبی مشکل جمع بين آزادی و نظم و امنيـت را در سطح خانواده نشان می دهد. در علم سياست اين مساله همواره مورد توجه بوده و برخی از متفکران به بهانه دفاع از آزادی، نظم و امنيت را دست کم گرفته و گرايشات آنارشيستی را توصيه کردند در مقابل متفکران ديگری به بهانه دفاع از نظم و امنيت که در جوامع نياز اساسی است، به نفی آزادی و يا محدود کردن آن دست يازيده اند.
2) پرسشی که جای طرح دارد آن است که آيا می توان رفتار والدين را با مواضع دلتمردان و حکام و حکومت مقايسه نمود؟ پاسخ آن است که اگر اين داستان رابطه دولت و مردم را در جوامع دمکراتيک توضيح ندهد، اما می تواند تا حدودی بيانگر روابط بين مردم و حکام در جوامع غير دمکراتيک باشد که در طول تاريخ بشريت تجربه کرده اند و مي کنند. در حکومت پادشاهی که سلطنت بر مبنای سنتهای اجتماعی به صورت ارثی از پدر به فرزندان منتقل ( و يا حکومتهای اشرافی که حاکمان از قشر خاص بودند) حاکم نقش پدر را برای آحاد جامعه داشت که برای آنها دلسوز ی نموده، مصالح آنها را تشخيص می داد و برای همه چيز آنها تصميم می گرفت. اگر تشخيص می داد تا حدی آزادشان می گذاشت و اگر فکر می کرد هر چه ميدان را به مردم ندهيم بهتر است و نظم و امنيت بيشتری را خواهم داشت همان کار را می کرد.
در اين مورد فرض بر آن است که حکام صالحند و دلشان هم به حال مردم می سوزد. ولی مشکل اينجاست که از کجا که اولاً خود اين حکام فاسد نباشند. ( از اول قبول حکومت فاقد صلاحيت باشند و يا در حين حکمرانی و در اوج قدرت به فساد کشانده شدند.) و ثانياً: حتماً در تصميماتشان منفعت ديگران را لحاظ کنند؟ اينجاست که از نگاه حکام، علی القاعده آزادی مردم نفعی برای آنها ندارد و مردم بايد محدود باشند و تمسک به نظم و امنيت بهانه ای برای سرکوب ديگران و ادامه حکومت حاکمان بوده است. از اينروست که مساله آزادی و حقوق آدميان در قرون اخير کم کم به صورت پر رنگتری ديده شده که از محصولات آن محدود شدن قدرت حکومتها و حکمرانان بوده است و حذف حکومتهای مورثی و تاسيس حکومتهای دمکراتيک.
3) از آن طرف با فرض اينکه حتی حکومتهای نمايندگان مردم باشند و موظف باشد که مصالح مردم را لحاظ کنند، آيا در آن شرايط هم می توان بر آزادی مطلق حکم کرد؟ مشکلی که اين فرض دارد آن است که همه آحاد مرم و همه اقشار جامعه معلوم نيست به وظايفشان آشنا بوده و حرمت حريم ديگران را نگه دارند. ممکن است اشراری در فضای آزاد برای ديگران خطر ساز باشند. (مشکل سرقت، اعتياد، مزاحمت برای ديگران و ... ) ممکن است کسانی در جامعه (هر چند محدود) يافت شوند که در ا رتباط با بيگانگان بوده و برای امنيت جامعه مشکل آفرين باشند! ممکن است در صورت وجود آزادی بی قيد و شرط، حتی رقبای سياسی و احزاب به تخريب و اهانت و حتی خشونت عليه يکديگر کشانده شوند! و ....
اينجاست که با فرض وجود دولتمردانی که از مردم برخاسته و قرار است سالم باشند، نيز نمی توان به بهانه آزادی مطلق دولت را از ايجادقوانينی که در برخی ابعاد اجتماعی و سياسی محدوديت ايجاد می کند، کاملا منع نمودو از اينرو آزادی مطلق نيز مشکل آفرين است و عقل سليم حکم می کند که برای سرکشان، حد و مرز شکنان، قلدران، و آنها که رعايت قواعد بازی سياسی و اجتماعی را نمی کنند محدوديتهايی در نظر گرفت تا نظم و امنيت جامعه در خطر نيفتاده و آسايش مردم مخدوش نگرديده و حقوقشان پايمال نگردد. و حتی در بهترين صورت و با فرض سالم بودن افراد، تعدد علائق و سلايق، خصوصاً در رقابت برای کسب قدرت، پتانسيل منازعه و بی نظمی را دارد و نياز به وضع قواعد بازی است که خود به خود محدويت آفرين است .
4) مشکل ايجاد تعادل بين نظم و امنيت با آزادی همواره برای متفکران سياسی دغدغه آفرين بوده است. ولی به نظر می رسد که گرايش کلی و اساسی در علم سياست به اين روست که از بين آزادی و نظم، آزادی را اصل گرفتن و نظم را بر اساس آن تعريف کنند. زيرا بايد معلوم شود که از دو اصل آزادی و نظم کدام اصل باشد ديگری فرع. اگر آزادی اصل باشد، از نتايجش آن خواهد شد که چون دولت مسلط و قدرتمند، آزادی ها را پاس نمی داد ، پس اگر قدرتی برای دولت و قوای حاکم فرض شود، به نحوی اين قدرت قابل نظارت، کنترل، تحديد و موازنه باشد تا به استبداد منجر نگردد و ديگر آنکه در آحاد جامعه، اصل بر محدود بودن آنها نباشد. بلکه روال آن باشد که مردم در همه زمينه و خصوصاً در ميدان نقد از دولت و قدرت آزادند، مگر آنکه مخل به نظم و امنيت افراد ديگر و يا کشور و جامعه باشد که در آن صورت نيز هم مراد از اخلاگری برای نظم در قانون تعريف شده و به تشخيص اين و آن بستگی ندارد و هم افرادی که متهم اند برابر قانون می توانند در صورت غلط بودن اين مدعا عليه دولتمردان و صاحبان قدرت اعاده حثيت نمايند. و نهايـتاً آسيب به نظم و امنيت محدوده اش به آحاد جامعه محدود نمی گردد، بلکه بيشتر بازيگران عرصه قدرتند که می توانند با عملکرد سوء و با ارتباطات نامناسب برای جامعه مشکل ايجاد کنند که در اينصورت موضع اينها نيز تحت نظارت است تا مخل نظم و امنيت نباشند.
5) با اين حال بايد گفت که هنوز حتی در جوامع باصطلاح دمکراتيک (جوامع غير دمکراتيک که جای خود دارند) تجمعات عليه دولت ( دانشجويي، کارگري، جنبشهای زنان، سياهان و ...) به بهانه اخلال در نظم مورد سرکوب قرار گرفته و دولتمردان نشان داده اند که به بهانه دفاع از امنيت، آزاديها را پاس نمی دارند. احزابی را منحل، متفکرانی را ممنوع القلم، اشخاصی را به بهانه هايی محدود نموده و ... اينها همه می رسانند که سياست و قدرت تمايل دارد که به بهانه های مختلف و از طرق گوناگون سيطره اش را بر همه مجاری و مسايل جامعه حفظ کند، گر چه شيوه های حکومتی ويا قالبهای قدرت نسبت به سابق تفاوت های بنيادين نموده است. اين گونه عملکرد در آن جوامع می رساند که رابطه و نسبت بين امنيت و آزادی هنوز از جهت نظری نيز کاملاً تعريف و تحديد نگرديده است و موضوع جای مناقشه دارد.
6) شايد دليل ديگر ادامه يافتن اين مباحثه آن است ضرورت اساسی وجود امنيت در جامعه است. زيرا اگر واقعاً جامعه به بی نظمی، آشوب، هر ج و مرج و نا امنی کشانده شود، در آن فضا همه چيز دچار اختلال شده و فضای رعب، وحشت، بی اعتمادی، ناهنجاری، جرم و جنايـت، اخلال در امور و ... حاکم خواهد شد. در آن صورت آزادی به معنای واقعی خود که آزادی انديشه و عمل افراد صاحب فکر و خادمان و فعالان عرصه های سياسی و اجتماعی است نيز مخدوش شده و درخت آزادی به معنای اصيل و موثر آن رو به خشکی می گذارد. از اينرو جمع بين آزادی و امنيت و تعيين حدود و ثغور هر يک که در عين حفظ امنيت، آزادی آحاد جامعه نيز محفوظ بماند، در نظر و عمل کار سهلی نيست.