| سیاست/مقالات گزيده / امنيت ملي و آزادي سياسي(2)/ دكتر محمد منصور نژاد |
|
نويسنده: دكتر محمد منصور نژاد* 3) قانونگذاري معقول و عادلانه 3-1) در نظامهاي مردمسالار، اگر قواعد بازي پذيرفته شده و رعايت شود، عليالاصول همه امور مدار قانون ميگردد و همه ازصدر تا ذيل موظف به اعمال قانوناند. با فرض سپري شدن فرآيند قانونگذاري مردمي، نكته مهمي را كه قانونگذاران و نمايندگان مردم بايد رعايت كنند تا اين كه هم حريم آزادي پاس داشته شده و هم امنيت ملي مصون بماند آن است كه قوانين را با كارشناسي دقيق مسئله و مشكل و نيازهاي جامعه و عصر، تصويب و تضمين كنند تا هم حقوق همه آحاد را به شكل عادلانه در بر گيرد و هم از آنرو كه با كار كارشناسي دقيق همه ابعاد موضوع مورد ملاحظه قرار گرفته است، نسخه مناسبي براي حل مشكلات آحاد جامعه باشد. در اينصورت چون در قانون حدود آزادي و خط قرمزهاي آن پيش بيني شده، در نتيجه امنيت ملي به بهانه آزادي مخدوش نميگردد و چون تهديدات امنيت ملي و متوليان تأمين اين مسئله مهم نيز تحديد و معرفي شدهاند، به بهانه حفظ امنيت ملي آزاديهاي سياسي آحاد جامعه ناديده گرفته نميشود، زيرا نمايندگان مردم براي هر دوي اين امور با هم و به صورت مكمل، متناسب با عصر و كارشناسانه، تعيين حدود كردهاند. 3-2) قانونگذاري ميتواند دو آسيب عمده در خود داشته باشد: يكي آن كه قوانين ظالمانه و غير منصفانه تصويب شده و به تضييع حقوق اقشار و طبقاتي از جامعه منجر گردد. در چنين صورتي نميتوان توقع رعايت قواني از سوي آحاد جامعه را داشت، زيرا چه بسا آناني كه حقوق خود را پايمال شده ميبينند دست به تعرضاتي بزنند كه در آن صورت هم ديگر در حريم و حصار آزادي سياسي تلاش نكنند و هم به امنيت ملي آسيب بزنند. شايد يكي از دلايل قانون گريزي جوانان نيز در موارد كثيري به آن جا بازگردد كه اين بخش از جامعه بايد قوانيني را تبعيت بكند كه عمدتاً توسط نسل ديگري، كه لزوماً نيازهاي آنها را در تقنين رعايت نميكند، تصويب شده و نسل جوان احساس ميكند كه به او ستم روا داشته ميشود. وگرنه جداي از عدهاي قانون شكنان كه در همه جوامع وجود دارند، دليلي براي قانون شكني نسل جوان لزوماً وجود ندارد(13) همچنين قوانين غير تخصصي، و بدون كارشناسي دقيق نيز در مظان شكست و قانون شكني قرار دارند. زيرا در اين صورت نيز محصول ديدگاه امثال اوهلين نيز در راستاي برداشت ياد شده قابل تفسير است كه حتي معتقد است كه در ميان جوانان بزهكار اغلب يك احساس بيعدالتي به چشم ميخورد. اينان كساني هستند كه توقع داشتند فرصتي بيابند و خودي نشان دهند، زيرا مطمئن بودند كه از لياقت بالقوه و كافي، مبتني بر ضوابط ارزيابي رسمي و نهادي جاري، برخوردار بودهاند. اگر جوانان از چنين فرصتي بهرهمند شوند آنان سيستم را مقصر ميشمارند. سيستمي كه بهرغم ادعاهاي برابر گرايانهاش بيشتر با زد و بند، پارتي بازي، فساد و رشوهخواري، اختلاس و فشار اداره ميشود. (14) كار يا ظالمانه است و يا حداقل غير مفيد و ناكارآمد. (15) |
|
محمد منصورنژاد متغيرها و شاخصههاى جريانشناسى سياسى خبرگزاري فارس: اگر در «مقام توصيف»، شناخت درستى از جريانها و جناحها و تشكلها نداشته باشيم، چگونه مىتوانيم در «مقام تعليل»، توفيق و عدم توفيق آنها را تبيين كنيم؟ اين نوشتار با هدف ارايه الگويى براى معرفى تشكلها، نوشته شده است. |
||
براى ورود به مباحث سياسى و مسايل جامعهشناسى سياسى، نمىتوان از موضوع جريانات سياسى، خصوصاً در قرن اخير غفلت نمود، زيرا بخشى از منازعات سياسى، بلكه عمده بازىهاى سياسى توسط جريانهاى سياسى صورت مىپذيرد. آنچه كه در ادبيات سياسى ايران به شدت مغفول مانده است، ارايه الگويى براى شناخت جريانات سياسى است. منابع موجود نگاهى توصيفى به پيدايش و فعاليتهاى جريانات سياسى داشتهاند، بدون اينكه در يك قالب بندى منطقى و عملى به ارزيابى و اندازهگيرى آن تشكلها بپردازند و تنها در برخى منابع به برخى از متغيرهاى مرب وط به تشكلها پرداخته شده است. نوشتار حاضر نه تنها براى جريانشناسى متغيرهاى مهم و ضرورى را بر مىشمارد:
(از پيدايش و عوامل موثر بر شكلگيرى گروه گرفته، تا منابع قدرت و مشروعيت گروه و...) بلكه براى هريك از متغيرها شاخصههايى را بر مىشمارد كه براساس آنها به صورت مقايسهاى مىتوان هر گروه و حزب سياسى را بدقت ارزيابى نمود. اين الگو كمك مىكند تا در شناخت جريانهاى سياسى تا حد بالايى از دخالت نگرشها و ارزشهاى تحليلگر جلوگيرى شود.
واژههاى كليدى: جريانشناسى، روششناسى، طبقه بندى جريانها، احزاب در ايران، جامعهشناسى احزاب.
مقدمه ...........