تبليغاتX
انتشارات جوان پویا
این وبلاگ علاوه بر انعکاس فعالیت های انتشارات در زمینه های فرهنگی علمی و طنز نیز حرف تازه دارد

        ما خلاف علی (ع) و در ورود ممنوع رانندگی می کنيم، پس هستيم

 مسلمانان، دين و سنت و سيره معصومين سه گونه برخورد می توانند داشته باشند: اول : تلاش داشته باشند که در افعال و اقوال مطابق اين منابع و مراجع عمل کنند؛ دوم: تلاش داشته باشند که در افعال و اقوال مخالف اين منابع مراجع عمل نمايند؛ سوم: نه اصرار بر تطبيق قول و فعل داشته باشند و نه درست مخالف آنها جهتگيری نمايند؛

 

به نظر می رسد که در بسياری از زمينه های مسلمانان علی رغم ادعاهای دينداری و محبت به پيامبر علی، فاطمه و... درست در طرقی که آنها ممنوع اعلام نموده  و از آن نهی کرده اند، (گونه دوم فوق الذکر) عمل می کنند.  اين عملکردها هم در دو سطح قابل طرحند: ابتدا در مسايل فردی شخصی و آثار د مسايل جمعی و گروهی؛ يکی از مصاديق اين مدعا در اين نوشتار کوتاه مورد تذکر قرار می گيرد و آن کلامی علوی است. قال علی (ع) لا تنظر الی من قال انظرالی ما قال؟؟؟ امتياز اين بيان آن است که هم به صراحت آنچه نبايد کرد آمده است و هم به صرحت آنچه را که بايد انجام داد. آن هم در قالب نهی (که با لاصاله دلالت بر حرمت دارد) و امر (که بالاصاله دلالت بر وجوب دارد). يعنی مسلمان و خصوصاً شيعه نبايد به ملاک صحت و سقم و  انفال و ضعف را اشخاص قرار دهد بلکه بايد خود کلام و سخن را ملاک ارزيابی قرار دهد.

 

اما نکته قابل توجه آن است که در جامعه دينی و شيعی ما تا چه حد ملاک حق و باطل و عنايت و عدم عنايت به اتقان و عدم اتقان کلمات است، فراتر از آنکه از چه کسی صادر شده است؟ اگر مطلبی را شخصيت معروف حوزوی و يا دانشگاهی گفته باشد، اما سخن درست و ناقص آن مدعا را دانشجو و يا طلبه ای گفته باشد، چند اين گرايش جمعی در جامعه ما وجود دارد که سخن متقن را اشخاص غير مشهور نسبت به سخن ضعيف از ا شخاص مشهور بپذيريم؟ آيا واقعاً برای نشخيص حق و باطل سخنی به درجه، رتبه، مسئوليت افراد توجه نمی شود و چقدر افراد وجود دارند که فراتر از شخصيت اشخاص به نقد مطالب و متون توجه کنند؟ تا چه حد ناشرين بدنبال چاپ مطلب قواند يا اينکه بدنبال چاپ آثاری هستند که به جهت شهرت نويسنده، امکان فروش دارد؟ چقدر خريداران آثار درگير محتوای مطلبند و برايشان مهم نيست نويسنده کيست؟ و يا مستمعين تا چه حد بدنبال استماع سخنان فراتر از شهرت گويند ه اند؟

 

پاسخ دقيق بدين پرسشها کار ميدانی و پيمانی می طلبد ولی اجمالاً می توان گفت که گفتمان جامعه شيعی ما درست مخالف سنت علوی است و اين فرضيه به راحتی از آزمون سربلند بيرون خواهد آمد. از آفات مخالف اين مسير رفتن آن است که

 

الف )افرادی که به هر دليل (وصل به مراکز قدرت، متکی به منابع ثروت، منسوبين و مرتبطين با رسانه های جمعی و عمومی و...) شهرتی بدست آورده اند همواره مرجع اقتدار می مانند، بدون اينکه اتقان و استحکام گفته های و نوشته هايشان از سوی ديگران بدرستی نقد شود و يا حتی اگر نقد شود نيز بستری برای پذيرش انتقادات وجود ندارد و فرد منتقد تنها و چه بسا مطرود می گردد.

 

ب)افرادی که سخن قوی، متين و مستدل دارند، اما با مراکز زر و زور و تزويز ارتباطی ندارند، کلام و کتابشان محجور و مغفول مانده در نتيجه عليرغم قدرت کلام و گفتار و قلم در حاشيه می مانند و نخبگان فکری واقعی مظلوم و تنها می مانند و جامعه از افکار تازه، بديع، جامع و خلاق بی بهره می ماند؛

 

ج)محصول فرآيندی و نهادينه چنين روندی نيز در جا زدن جامعه بر محوريت افراد غير نخبه ای است که به ناحق جای نخبگان واقعی را می گيرند و چون قدرت و نفوذ دارند، چه بسا از مطرح شدن افکار تازه و اشخاص صاحب انديشه های بديع، خلاق و مؤثر جلوگيری نيز می کنند که نتيجه نهايي آن در جا زدن جامعه و در جهل بسر بردن آحاد ملت است. در نتيجه به تعبير امروزی نه از جنبش نرم افزاری خبری است و نه از توسعه علمی و فرهنگی

 

د)چنين فضای جهل مداری فضليت کش، محدود کننده و کنترل کننده افکار و انديشه ها و به مسلخ برنده آزادی فکر و نو آوری است. در نتيجه از نتايج آن می تواند گسست فکری بين نخبگان مسلط و ديگران از سويي و فرار نخبگان و مغزها به محطهايي که قدر آنان را بدانند از سوی ديگر است. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 18:31  توسط آرش سعیدی  |