| سیاست/مقالات گزيده / امنيت ملي و آزادي سياسي(2)/ دكتر محمد منصور نژاد |
|
نويسنده: دكتر محمد منصور نژاد* 3) قانونگذاري معقول و عادلانه 3-1) در نظامهاي مردمسالار، اگر قواعد بازي پذيرفته شده و رعايت شود، عليالاصول همه امور مدار قانون ميگردد و همه ازصدر تا ذيل موظف به اعمال قانوناند. با فرض سپري شدن فرآيند قانونگذاري مردمي، نكته مهمي را كه قانونگذاران و نمايندگان مردم بايد رعايت كنند تا اين كه هم حريم آزادي پاس داشته شده و هم امنيت ملي مصون بماند آن است كه قوانين را با كارشناسي دقيق مسئله و مشكل و نيازهاي جامعه و عصر، تصويب و تضمين كنند تا هم حقوق همه آحاد را به شكل عادلانه در بر گيرد و هم از آنرو كه با كار كارشناسي دقيق همه ابعاد موضوع مورد ملاحظه قرار گرفته است، نسخه مناسبي براي حل مشكلات آحاد جامعه باشد. در اينصورت چون در قانون حدود آزادي و خط قرمزهاي آن پيش بيني شده، در نتيجه امنيت ملي به بهانه آزادي مخدوش نميگردد و چون تهديدات امنيت ملي و متوليان تأمين اين مسئله مهم نيز تحديد و معرفي شدهاند، به بهانه حفظ امنيت ملي آزاديهاي سياسي آحاد جامعه ناديده گرفته نميشود، زيرا نمايندگان مردم براي هر دوي اين امور با هم و به صورت مكمل، متناسب با عصر و كارشناسانه، تعيين حدود كردهاند. 3-2) قانونگذاري ميتواند دو آسيب عمده در خود داشته باشد: يكي آن كه قوانين ظالمانه و غير منصفانه تصويب شده و به تضييع حقوق اقشار و طبقاتي از جامعه منجر گردد. در چنين صورتي نميتوان توقع رعايت قواني از سوي آحاد جامعه را داشت، زيرا چه بسا آناني كه حقوق خود را پايمال شده ميبينند دست به تعرضاتي بزنند كه در آن صورت هم ديگر در حريم و حصار آزادي سياسي تلاش نكنند و هم به امنيت ملي آسيب بزنند. شايد يكي از دلايل قانون گريزي جوانان نيز در موارد كثيري به آن جا بازگردد كه اين بخش از جامعه بايد قوانيني را تبعيت بكند كه عمدتاً توسط نسل ديگري، كه لزوماً نيازهاي آنها را در تقنين رعايت نميكند، تصويب شده و نسل جوان احساس ميكند كه به او ستم روا داشته ميشود. وگرنه جداي از عدهاي قانون شكنان كه در همه جوامع وجود دارند، دليلي براي قانون شكني نسل جوان لزوماً وجود ندارد(13) همچنين قوانين غير تخصصي، و بدون كارشناسي دقيق نيز در مظان شكست و قانون شكني قرار دارند. زيرا در اين صورت نيز محصول ديدگاه امثال اوهلين نيز در راستاي برداشت ياد شده قابل تفسير است كه حتي معتقد است كه در ميان جوانان بزهكار اغلب يك احساس بيعدالتي به چشم ميخورد. اينان كساني هستند كه توقع داشتند فرصتي بيابند و خودي نشان دهند، زيرا مطمئن بودند كه از لياقت بالقوه و كافي، مبتني بر ضوابط ارزيابي رسمي و نهادي جاري، برخوردار بودهاند. اگر جوانان از چنين فرصتي بهرهمند شوند آنان سيستم را مقصر ميشمارند. سيستمي كه بهرغم ادعاهاي برابر گرايانهاش بيشتر با زد و بند، پارتي بازي، فساد و رشوهخواري، اختلاس و فشار اداره ميشود. (14) كار يا ظالمانه است و يا حداقل غير مفيد و ناكارآمد. (15) 3-3) از نكات مهمي كه در قانونگرايي بايد مورد توجه قرار گيرد، آن است كه درصورت ناموجه، نامعقول و ناكارآمد بودن قانون بايد قوانين موجود، به سرعت و البته با دقت مورد بازبيني قرار گيرد و پافشاري بر روي قوانين نامطلوب هم از آزاديها ميكاهد و به حقوق آحاد جامعه آسيب ميزند و هم در درازمدت مخاطباني ناراضي و ناراحت ميسازد كه در شرايط خاص و مساعد بر ميآشوبند و امنيت ملي را زير سئوال ميبرند. در اين رابطه در جمهوري اسلامي ايران، موضع حكيمانه امام خميني بسيار قابل توجه است كه در همان سالهاي اوليه پيروزي انقلاب، سال 1360 را «سال قانون» ناميده و در اواخر سال 1361 به دفاع از حقوق و آزاديهاي آحاد جامعه، بيانيه هشت مادهاي صادر كردند كه در آن هم بسياري از قوانين مورد بازبيني قرار گرفته و هم محدوديتهايي براي نهادهاي انقلابي و حكومتي كه به بهانه امنيت، دايره آزادي را كوچك كرده بودند، قائل شد و هم حدود آزادي را نيز شفاف نمود و مرز بين آزادي سياسي و توطئه نيز تا حدودي روشن گرديد، در ماده 8 آمده بود كه بايد بدانيم كه پس از استقرار حاكميت اسلام و ثبات و قدرت نظام جمهوري ... قابل تحمل نيست كه به اسم انقلاب و انقلابي بودن، خداي نخواسته به كسي ظلم شود. بايد ملت از اين پس كه حال استقرار و سازندگي است، احساس آرامش و امنيت نمايند و آسوده و خاطر مطمئن از همه جهات به كارهاي خويش ادامه دهند. (16) جالب اين است كه اين پيام در شرايطي به دفاع از حقوق و آزاديهاي مردمي صادر شد كه امنيت ملي ما از سوي رژيم بعثي عراق مورد تهديد و هنوز در سالهاي آغازين دفاع مقدس بوديم. نكته قابل توجه و پرسش قابل تأمل آن است كه اگر ملت ايران در دفاع هشت ساله و در تهديد اساسي به امنيت ملي نظام با حضوري جدي و هماهنگ عليه بيگانگان و دشمنان منطقهاي و بلكه بينالمللي ايستاده، آيا بخشي از اين حضور و آمادگيها به اين نكته باز نميگردد كه فكر ميكرد در جامعه و نظامي زندگي ميكند كه از حقوق و آزاديهايش به جد، در بالاترين سطح از سوي رهبري نظام دفاع ميگردد؟ يعني آيا بين وجود آزاديها در جامعه و امنيت ملي نميتوان پل زد؟ 3-4) البته صرف قانونگذاري دقيق، كارشناسانه و منصفانه براي حفظ تعادل امنيت ملي و آزادي سياسي كافي نيست و مجريان قانون نيز بايد بدان باور داشته و به جد و جداي از منافع باندي، اجراي آن را ضمانت كنند. قوه قضاييه، قانونشكنان را سر جاي خود بنشاند. قواي نظامي و انتظامي هم از حريم آزادي و حركتهاي قانوني دفاع كنند و هم حيطه امنيت ملي را حراست و تهديدات آن را خنثي كنند. در اين ميدان بايد حرف اول و آخر را قانون بزند و قانون شكني و قانون شكنان با هيچ توجيهي احساس امنيت نكنند. محصول جمع بين آزادي و امنيت در قالب قانون را ميتوان در اصل نهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ديد: در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيكناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب كند.(17) در گفتمان حقوق نيز جمع بين حقوق و آزاديهاي بشري با امنيت را بدين نحو ميبينيم كه تشكيل اجتماعاتي آرام و بيآشوب و اعتراض دستهجمعي در جامعهاي برخوردار از نظم و آرامش حق هر انساني است، ولي از سوي ديگر تشكيل اجتماع به منظور آشوب، تعدي و نزاع ممنوع است. (18) 3-5) در عين حال، قانونگذاري نيز بيعيب نيست و نظريه پردازان و توجيه كنندگان نظامهاي دموكراتيك نيز از آن غفلت نكردهاند، بلكه بايد گفت از بين بيقانوني و قانونگذاري، دومي اولي است و نه اين كه برفرآيند و برآيند قانون اشكالي نيست. در اين زمينه با نقل قول از موريس دوورژه سخن را ختم ميكنيم كه ميگويد، بدينترتيب روشهاي دموكراتيك وسايل بيان مبارزهاي سياسي هستند كه از خشونت جسمي، معتدلتر، نرمتر و كمتر خشونتبار ميباشد... دموكراسي بر آن است كه مباحثه را جانشين نبرد، گفت و گو را جانشين تفنگ، استدلال را جانشين زور بازو يا سلاح كند. قانون اكثريت شكل متمدنتر و ملايمتر قانون قويتر است. جايگزين كردن قانون نخست به قانون دوم پيشرفت بزرگي است. (19) 3-6) و نهايتاً براي اينكه براساس قوانين موجود، سياستگزاري مطلوبي براي جمعبندي بين آزادي و امنيت صورت پذيرد لازم است اولاً تعيين شاخصههاي دقيق و مرزبنديهاي مناسب بين آزادي و امنيت خصوصاً در مواردي كه در مقابل يكديگر قرار ميگيرند، به عهده يك نهاد و يا يك شورا واگذار شود، تا هم زمان همه جانب موضوع را مورد ملاحظه قرار دهند؛ ثانياً: اين گروه حتماً بايد كارشناساني در دو موضوع مورد بحث داشته باشد و از ديدگاه كارشناساني جدي و وسيع نيز در ابعاد مختلف مؤثر بر موضوع بهره گيرد؛ ثالثا: اين گروه بايد نمايندگان واقعي ملت و مظهر خواستههاي ملي باشند تا تنها براساس مصالح و منافع ملي از حدود آزاديها بكاهند و از آن سو دغدغه ملي داشته باشند، تا تصميمات دلسوزانه و جدي در مقابل حريم شكنيها و هرج و مرجها بگيرند. 4) نقش اساسي تعليم و تربيت از جمله راهكارهاي بسيار اساسي براي رسيدن به تعادل بين آزادي سياسي و امنيت ملي، توجه به نقش آموزش و پرورش در دروني كردن و تمرين نمودن بر روي اين دو مفهوم و پديده مهم است. براي بيان واضحتر مقصود، نكات چندي مورد تأكيد قرار ميگيرند: 4-1) براي ارائه تعليم و تربيت مناسب از قبل بايد برنامهاي منظم داشت كه در آن دقيقاً حداقل 5 نكته و مرحله مورد توجه دقيق قرار گرفته باشند. اين پنج مرحله به ترتيب عبارتند از: اول: هدفگذاري در رابطه با موضوع مورد بحث؛ دوم: تعيين دكترين براي آن مقصود؛ سوم: استخراج استراتژي از آن دكترين؛ چهارم: سياستگذاري نسبت به استراتژي مطلوب: پنجم و نهايتاً ارائه تاكتيك متناسب با آن غايت، دكترين، استراتژي و سياستگذاري. (20) به عبارت ديگر سردرگمي در بحث آزادي و يا امنيت، نهايتاً به سردرگمي در راهكارها و تاكتيكها نيز ميانجامد و در صورت بيان اهداف شفاف و دكترين معقول و استراتژي مطلوب ميتوان انتظار راهكار مناسب آموزشي و پرورشي را نيز داشت. ازجمله نكاتي كه درتحديد اين پنج مرحله بايد مورد توجه قرار گيرند آن است كه بدانيم، هم تحقق آزاديها و از جمله آزادي سياسي نياز به بسترهاي مناسب دارد و هم حفظ امنيت ملي، تك عاملي نيست و هر دوي اينها براي ايجاد زمينههاي لازم و كافي نياز به آن دارند كه مجموعه عوامل دخيل در آنها (عوامل اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي و ...) مورد ملاحظه قرار گيرند و برنامهاي كه ارائه ميگردد از جامعيت لازم برخوردار بوده و نگاهي تكبعدي به مسئله نداشته باشد. حاصل آن كه براي رسيدن به تعليم و تربيت مناسب در تعامل آزادي و امنيت هم به نگاهي برنامهاي و فرآيندي نياز داشته و هم جامعنگري نياز داريم كه از تبعات آن ملاحظه واقعيتها در كنار آرمانها و وسايل پويا در كنار مسائل ماندگار است؛ 4-2) از آنجا كه رعايت حدود آزادي و پاس داشتن حقوق ديگران و نگاهي ملي و كلان به مسائل و ازجمله امنيت، نياز به توليد فرهنگ خاص خود دارد و فرهنگسازي نيز نه تنها نياز به آموزش دارد، بلكه تعليم تنها كافي نيست و نياز به پژوهش و تربيت دارد از اينرو آموزش و پرورش آحاد جامعه بايد به جد مورد توجه قرار گيرد و از آنجا كه آموزش و پرورش آحاد جامعه بايد به جد مورد توجه قرار گيرد و از آنجا كه آموزش و پرورش در سنين پايين مؤثرتر از سنين بالاست، از اينرو براي تمرين آزادي بايد از كودكي آغاز نمود و اين امر نيز از سوي خانواده، نهادهاي مدني و نيز دولت (در سطح آموزش و پرورش) هماهنگ و در راستاي هم مطرح شوند. افراد ميبايست بياموزند كه آزادند و در عين حال ياد بگيرند و تكرار و تمرين كنند كه آزادي نبايد به آزادي ديگران آسيب بزند. بايد به كرات آموزش ببينند كه منافع عمومي و ملي و مصالح كلي جامعه را به بازي نگيرند و حاضر باشند براي حفظ حقوق ديگران و امنيت جامعه و كشور از خود مايه بگذارند. افراد بايد توجيه شوند كه اينگونه گذشتها جداي از پاداشهاي معنوي، به نفع همگان است، زيرا در صورت به خطر افتادن امنيت در هر بعدي آزاديها نيز مخدوش ميشوند. در اين زمينه نقش آموزش و پرورش به منزلة يك نهاد قانوني و رسمي بسيار تعيين كننده است. در برنامهريزيهاي تربيتي بايد به جاي يادگيريهاي ساكن، راكد و كلاس مدار به آموزش و پژوهشهاي متنوع، پويا و عملگرايانه توجه شده و كودكان، بسياري از مسائل سياسي و اجتماعي و ازجمله نكات مربوطه به امنيت و آزادي را حداقل يكبار در دوران تحصيل در جامعه با نظارت مربيان و معلمان تجربه كنند. براي حفظ امنيت ملي بسيج شوند و در كنار هم مانور اجرا نمايند. و براي تحقق آزادي سياسي، تجمعات قانوني را تمرين كنند. خواستههاي خود را در قالب و تشكيلات دانشآموزي تعقيب نمايند. و البته از آنرو كه مدارس و همه عوامل مؤثر در تعليم و تربيت در راستاي هم و به صورت مكمل در يك برنامه عمل ميكنند، محصول آن تقويت روحيه آزاديطلبي و امنيتخواهي و توليد فرهنگ در اين راستا خواهد بود. * دكتراي علوم سياسي. پينوشتها 1. مولانا در مثنوي معنوي داستان بازرگاني را مطرح ميكند كه به طوطي منزلش علاقهمند بود. اما در سفرش به هندوستان از طوطيان آنجا ميگويد كه با شنيدن پيام طوطي خودش، از درخت به زمين افتادند و با اعلام اين خبر طوطي منزل نيز به زمين ميافتد. بازرگان با ناراحتي و افسوس طوطي را از قفس به بيرون مياندازد، در فضاي آزادي بيرون، طوطي پيام رمزي دوستان هنديش را رمزگشايي مينمايد و ... 2. در سندي كه مربوط به فضاي پيش از مشروطه است، يكي از خادمان فرنگ رفته مظفرالدين شاه قاجار، ناصرالملك در توجيه سيدمحمد طباطبايي كه عليه استبداد سخن ميگفت نوشت «امروز تقاضاي مجلس مبعوثان و اصرار در ايجاد قانون و دمزدن از حريث و عدالت كامله در ايران همان حكايت تازيانه زدن و ران شتر طلبيدن است... مسلماً پادشاهان ممالك در همه جا براي رعاياي خود حالت پدر را دارند. بصيرتشان به حال رعيت و ملت از افراد آن قوم بيشتر و مهر و محبتشان در حق آنها از خودشان زيادتر است ... پس اين حرفها كه در همه جاي دنيا عصاره سعادت و شرافت و افتخار است به عقيده بنده در ايران امروز مايه هرجومرج و خرابي و ذلت و عدم امنيت و هزاران مفاسد ديگر خواهد بود. زيرا كه براي استقرار و اجراي ترتيبات جديده هنوز علم و استعداد نداريم و نشر اين حرفها رعب و صلابت قدرت حاليه را هم از انظار ميبرد. نتيجه پيدا است كه چه ميشود؛ كبك نشديم، كلاغ هم از يادمان رفت». متن كامل سند روزنامه صبح امروز؛ 6 اسفند، 1377، ص8. 3. اصل داستان در مقاتل از جمله در محمدهادي يوسفيالغروي، وقعهالطف لابيمخنف (موسسهالنشرالاسلامي، 1376)ص 3 -112و نيز ترجمه اين اثر پژوهشي تحت عنوان نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا، ترجمه جواد سليماني (قم: انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1377) ص48. 4. كواكبي در اثر مهمش طبايعالاستبداد در اين رابطه ازجمله مينويسد: «چون مضبوط بودن اخلاق طبقات علياي مردمان، از امور مهم ميباشد، لاجرم ملتهاي آزاد، آزادي خطابه و تأليفات و مطبوعات را رها ساخته، فقط تهمت و نسبتهاي زشت را استثنا نمودهاند و چنان صلاح ديدند كه مضرات بينظمي در اين خصوص كمتر از محدود نمودن آن ميباشد. چه كسي در باب حكمرانان ضامن نيست كه يك موي قيد و محاسبه را زنجيري از آهن ساخته، دشمن طبيعي خودشان، يعني آزادي را خفه نمايند. ر.ك: عبدالرحمان كواكبي، طبيعت استبداد، ترجمه عبدالحسين ميرزا قاجار ( قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم، 1363) ص128. 5. شايد بتوان از مصادق مدعاي فوق به قدرت رسيدن رضاخان و تأسيس سلطنت پهلوي اشاره داشت كه چون امنيت ملي با اقدامات تجزيه طلبانه امثال شيخ خزعل و ... در خطر افتاد و به تبع امنيت اجتماعي و اقتصادي و ... نيز زير سئوال بود، تغيير سلطنت و قدرت گرفتن امثال رضاخان در كمتر از حدود دو دهه پس از مشروطه با بيتفاوتي مردم و پذيرش مردم همراه بوده است و به تبع آن حدود 16 سال خفقان عمومي سرزمين ايران را فرا ميگيرد. دولتي كه هيچگونه همبستگي و يگانگي با مردم ايران نداشت و با تكيه به بيگانگان، استقلال كشور را آسيبپذير نمود. 6. نكات فوق خلاصهاي است از مقاله فرايند تبديل خواسته به شورش از شاهين زراعتي رضايي در فصلنامه دانش انتظامي، ش4: زمستان 81، ص 8-40. 7. در قواعد بينالمللي مربوط به حقوق بشر در بيان وظايف پليس ازجمله آمده كه « هر اقدام و محدوديت اجراي حقوق بايد فقط به منظور تضمين حقوق و آزاديهاي ديگران و به خاطر مقتضيات صحيح اخلاق، نظم عمومي و رفاه عمومي باشد» «فقط اقدامها و محدوديتهاي حقوقي مطابق با قواعد و اصول يك جامعه دموكراتيك قابل قبول هستند» از زور فقط در شرايط كاملاً ضروري استفاده شود. توسل به زور هميشه بايد متناسب با اهداف قانوني اجراي قوانين باشد «حق آزادي بيان، تجمع، اجتماع، يا رفت و آمد نبايد بدون دليل محدود شود. هيچگونه محدوديتي نبايد براي آزادي عقيده مقرر شود». «هركس در اعمال حقوق و آزاديهاي خويش فقط مفيد به محدوديتهاي قانوني است» ر.ك: علوم انتظامي، انتشارات دانشگاه علوم انتظامي، 1380، ص16، ص4-32. 8. ر.ك: ديويد هلد، مدلهاي دمكراسي، ترجمه عباس مخبر (انتشارات روشنگران، 1369) ص18. 9. يكي از دلايل وجود بلواهاي متعدد از سوي دانشجويان ايران در سالهاي اخير نيز به فقدان نهادهاي واسط و تشكلهاي سياسي باز ميگردد. 10. شرح بيشتر بر موضوع در: محمد منصورنژاد، دين و توسعه، دفتر نخست (موسسه علوم نوين، 1379) ص85 و ص120. 11. براي مطالعه بيشتر ببينيد، احمد نقيبزاده، سياست و حكومت در اروپا (تهران: نشر سمت، 1372) ص49 -61 و نيز تحليل ماكس وبر در كتاب دانشمند و سياستمدار، ترجمه احمد نقيبزاده (انتشارات دانشگاه تهران، 1370) ص 50-138، نيز: روبرت ميشل، احزاب سياسي، ترجمه حسن پويان (انتشارات چاپ پخش، 1368). 12. دانشمند سياستمدار، ص 147. شعار مشهور سترو سگي اين بود: مرگ بر حزب و زنده باد ليگ. 13. از مثالهاي خوب رعايت قوانين از سوي نسل جوان رعايت قواعد بازي در ميادين ورزشي است كه اتفاقاً فضاهاي ورزشي عمدتاً داغ و احساسي است. ولي در عين حال چون قواعد يكساني براي همه بازيكنان اعمال شده و جوانان در اصل قانون و اجراي آن ظلم جدي را عمدتاً نميبينند از ا ينرو به نتيجه بازي تن در ميدهند و با سوت داور مثلاً در فوتبال ميپذيرند كه از گلزده صرفنظر كرده حتي عليه آنها ضربه زده شود. 14. علياكبر آقايي، مقاله جواني جمعيت و خشونت، فصلنامه مطالعات راهبري، ش 5 و6: تابستان و پاييز 78، ص122. 15. از مصاديق قوانين ناكارآمد در دهههاي اخير در ايران، تصويب قانون منع استفاده عمومي از ماهواره است. اين قانون به جهت عدم ملاحظه قابليتهاي نرمافزاري و تواناييهاي عصر ارتباطات عملاً به راحتي از سوي مردم نقض شده و اين قانون شكني در شهرهاي بزرگ بيشتر خود را نشان ميدهد. جداي از اينكه با كوچكشدن ديشها اصلاً كنترل استفاده كنندگان ابزارهاي ماهوارهاي امكان ندارد، تمام استانهاي مرزي ما به راحتي به برنامههاي تلويزيوني كشورهايي دسترسي دارند كه هيچيك حريمها و حساسيتهاي ايران را در عرصه محصولات فرهنگي ندارند و منع ما تنها به حريص شدن بيشتر آحاد جامعه منجر شده و جذابيت برنامههاي ديگران را بالا ميبرد و اين جاست كه قانون غير مناسب حريم آزاديها را ميشكند و امنيت ملي را نيز مخدوش ميكند. 16. اصل پيام و مسائل قبل و بعد آن در مجله انديشه حكومت، ش2، مرداد 1378، ص9 -34 يكي از تبعات پيام هشت مادهاي امام خميني اين بود كه در 15 دي ماه 1361هيئتهاي گزينش در ادارات كه با سختگيريهاي فراوان به آزاديهاي افراد آسيب ميزدند، از سوي امام خميني منحل شدند. 17. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1368) ص30. 18. جعفر بوشهري، مسايل حقوق اساسي (تهران: نشر دادگستري تهران، 1376) ص 6-35. 19. موريس دوورژه، اصول علم سياست، ترجمه ابوالفضل قاضي (شركت سهامي كتابهاي جيبي (چاپ پنجم) 1358) ص 239. 20. نگارنده در مقاله مبسوطي به نام فرايند مطلوبگذار از نظر به عمل، مراحل پنجگانه فوق را مورد بررسي قرار دادهام. خلاصهاي از موضوع را ببينيد در: محمد منصورنژاد، فرايند مطلوبگذار از نظر به عمل، فصلنامه مطالعات سياسي روز، ش ششم، زمستان 81، ص45-138. |